1

درباره ما

بسم الله الرحمن الرحیم

این محفل به منظور اتحاد دو قشر روحانی و دانشگاهی است . تحکیم پیوند بین دانشگاه و فیضیه است . برقراری ارتباط بین علما و دانشمندان است.محفلی که به منظور خدمت به علم و اتحاد علما و دانشمندان تشکیل گردد مجلسی مورد عنایت خداست . آن محفلی که مورد عنایت حق است ، ادبی دارد . ادب این گونه از محافل را قران بیان کرد . به رسول خدا (علیه آلاف تحیّة و الثّناء ) فرمود : ” وَ إِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ “.فرمود وقتی با مومنین برخورد کردی آنها که برای شنیدن آیات حق به حضور تو آمدند آنها که برای استماع وحی آسمانی در محضرت نشسته اند ادب آن مجلس را رعایت کن به آنها سلام کن بگو سلام علیکم .این کریمه را در سوره ی انعام تلاوت می کنیم ” وَ إِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ “.سلام مرا به آنها برسان یا خودت سلام کن .این حرمت محفل علم است که خدا به پیامبرش دستور می دهد به حاضران درود بفرست. ما هم به پاس احترام این ادب دینی به عرض حضار گرانقدر درود می فرستیم و عرض می کنیم سلام علیکم..

بسم الله الرحمن الرحیم

کیست مرا یاری کند و سلام مرا به رهبر معظم انقلاب اسلامی برساند.

بسم الله الرحمن الرحیم

ای رهبر کبیر 

مرا به تالیف کتب زیست شناسی مدارس منصوب دار که به یاری خالق و رب ، روح را در کالبد علم تجربی مرده بدمیم و آن علم را زنده کنیم و علمی حیات بخش را تحویل دانش آموزان و دانشجویان بدهیم تا عالم زنده تربیت شود.ان شاءالله مرا حکیم و علیم خواهید یافت.

صفات کدام زنده در ویژگی های حیاتی جانداران در دایره المعارف زیست شناسی حال حاضر نمی گنجد ؟

الحی القیوم دو صفت از صفات ذات باری تعالی است که “الحی” به معنای” زنده” و “القیوم” به معنای “قائم به ذات خویش‏” است. این دو صفت به صورت با هم، در سه آیه از آیات قرآن آمده است:

۱٫ بقره، آیه ۲۵۵: اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ….یعنی: هیچ معبودى نیست جز خداوند یگانه زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند.

۲٫ آل عمران، آیه ۲: اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ…. یعنی: معبودى جز خداوندِ یگانه زنده و پایدار و نگهدارنده، نیست‏.

۳٫ طه، آیه ۱۱۱ : وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ … یعنی: و (در آن روز) همه چهره‏ ها در برابر خداوند حىّ قیوم، خاضع مى‏شود.

اما صفت “حی” برای خداوند متعال، به تنهایی نیز در دو آیه آمده است:

۱٫ فرقان، ۵۸: وَ تَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذی لا یَمُوتُ وَ … یعنی: و توکّل کن بر آن زنده‏ اى که هرگز نمى میرد و..

۲٫ غافر، ۶۵: هُوَ الْحَیُّ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ … یعنی: زنده (واقعى) اوست معبودى جز او نیست پس او را بخوانید در حالى که دین خود را براى او خالص کرده ‏اید!…

و زندگانی دیگر چون شهید ، فرشته ، جن و …

تمام مشکلات ما این است که نمی دانیم حیات و ممات چیست؟!

آنچه در بحث انسان‌شناسی محور است, علوم و اصول تجریدی است و هیچ ارتباطی با تجربه ندارد، آنچه ما با آن کار داریم و مشکل ما را حل می‌کند علوم تجریدی است، چرا که ما نمی‌خواهیم دام‌پروری کنیم، می‌خواهیم انسان‌پروری کنیم، اما هنوز بسیاری نمی‌دانند که تفاوت انسان و دام چیست. برخی خیال می کنند انسان یک حیوان ناطق است یعنی جانوری است که حرف می‌زند، اما دین می‌گوید انسان، حیّ متألّه است.

در عصر حاضر بسیاری از افراد گرفتار تفکّر اومانیستی هستند؛ خدای سبحان فرمود من انسان را جانشین خود قرار دادم در حالی که در اومانیسم، انسان به نوعی جایگزین خداست، در این تفکر انسان آنچه را که خداوند به وسیله انبیاء خود در اختیار او گذاشته است بر فکر خودش عرضه می‌کند اگر مطابق تشخیصش درست آمد او را می پذیرد و در غیر این صورت آن را رد می کند.

 نوشتار زیست شناسی حال حاضر عالم خود را طرفدار اصالت حس می نماید زیست شناسی باید بگونه ای تالیف گردد که دانشجو را به سوی اصالت عقل هدایت نماید.

درست دقت شود که تفاوت منطق احساس و منطق عقل تا چه حدّ است که معیار سلب و نفی در منطق حس، همان معیار ایجاب و اثبات در منطق عقل خواهد شد؛ زیرا طرفدار اصالت حس می‌گوید چیزی که قابل احساس نیست نمی‌تواند موجود باشد و خدا اگر موجود بود، باید محسوس می‌شد و طرفدار اصالت عقل می‌گوید چیزی که قابل احساس است، محال است که خدا باشد؛ بلکه خود حتماً خدایی نامحسوس دارد؛ ﴿لاتدرکه الأبصار وهو یدرک الأبصار﴾؛ خداوند حتماً نامحسوس می‌باشد و عقل هم به کنه او نمی‌رسد…

بنابراین، لازم است در جهان‌بینی، فرآورده‌های حس را همانند کالا در اختیار ترازوی عقل قرار داد، تا با میزان تفکر عقلی سنجیده شود و از عصاره آن علم به دست آید؛ نه آنکه علم را در محدوده حس قرار داد، و آن را میزان حق و باطل و معیار تشخیص هستی و نیستی دانست.

اگر ما باور کردیم که انسان دو بُعدی است هم زمینی است هم آسمانی، باید به هر دو بعد به صورت همزمان توجه کنیم.بعضی از امور زیستی را قرآن کریم تشریح می‌کند که در فضای زیستی امروز اینها زیستن محسوب نمی شود، در قرآن کریم فرمود وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَ‌بِّهِمْ یُرْ‌زَقُونَ، این را که آزمایشگاه های امروزی نمی‌تواند جواب دهد.پس یک آزمایشگاه دیگر هم لازم است که آن آزمایشگاه جواب امور مربوط به بُعد دیگر انسان را بدهد.این درد مشترک همه علوم و همه ماست به هر کجا بروی همین درد هست، ما هیچ مشکلی در مملکت نداریم مگر اینکه انسان را نشناختیم.

خطر جدایی دین از علم کم تر از خطر جدایی دین از سیاست نیست…

                                                                                                                   من الله توفیق

                                                                                                                                           طاهری